درباره نویسنده
علی شجاعی
من اسمم علییه همرنگ شما شاید هم کمرنگ تر از شما ولی مطمئن باشید ندیده همتون رو دوست دارم
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • علی شجاعی
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • فروغ... باد ما را با خود خواهد برد
  • عاشقانه های تلخ
  • پدر
  • دروغ
  • باران
  • مرد
  • مرد
  • ۱۳٩۱/۸/٦
  • ۱۳٩۱/۸/٦
  • نامه ای از خدا
  • دروغ
  • عاشقانه ای از قرآن
  • ۱۳٩۱/۸/٦
  • ۱۳٩۱/۸/٦
  • شعر
  • شعر
  • شعر
  • چشمات
  • درد دل زنانه
  • داستان کوتاه
  • جک
  • واسه خنده
  • واسه خنده
  • پ ن پ
  • جملات کوتاه انگیزشی
  • 8داستان کوتاه جالب
  • دانستنیها
  • ۱۳٩۱/۳/۱
  • دانستنی های جالب راجع به پول (سکه و اسکناس)
  • خداوندا ایمان دارم انگاه که در اتش می سوزانیم نیز داری به من لطف می کنی.ع
کلمات کلیدی مطالب
  • جوک-اس ام اس (۱٠)
  • اس ام اس (٩)
  • جملات فلسفی (٥)
  • خودم (٥)
  • شعر عاشقانه (٤)
  • پ ن پ (۳)
  • په نه په (٢)
  • داستان کوتاه (٢)
  • جدید ترین (٢)
  • جک (٢)
  • جالب (٢)
  • امام علی علیه السلام (٢)
  • دانستنیها (٢)
  • گوته (۱)
  • قمشه ای (۱)
  • آموزنده (۱)
  • شکسپیر (۱)
  • شوپنهاور (۱)
  • انشتین (۱)
  • جنگ و صلح (۱)
  • بهترین (۱)
  • کتاب (۱)
  • شعر (۱)
  • قرآن (۱)
  • عاشقانه (۱)
  • موفقیت (۱)
  • داستان (۱)
  • جملاتی از نیچه (۱)
  • مسابقه اس ام اس (۱)
  • سخنانی زیبا از معصومین (۱)
  • زنها (۱)
  • سولدن (۱)
  • لافونتن (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • ۱۳٩۱/۱٢/٥
  • ۱۳٩۱/۸/۱۳
  • ۱۳٩۱/۸/٦
  • ۱۳٩۱/٤/۱٠
  • ۱۳٩۱/۳/٦
  • ۱۳٩۱/۳/٦
  • ۱۳٩۱/٢/۳٠
  • ۱۳٩۱/٢/۳٠
  • ۱۳٩۱/٢/٢۳
  • ۱۳٩٠/٤/٢٥
  • ۱۳٩٠/٤/٤
  • ۱۳۸٩/٥/۳٠
  • ۱۳۸٧/٦/۳٠
  • ۱۳۸٧/٦/۳٠
  • ۱۳۸٧/٦/٢۳
  • ۱۳۸٧/٦/۱٦
  • ۱۳۸٧/٦/٢
  • ۱۳۸٧/٦/٢
  • ۱۳۸٧/٥/۱٩
  • ۱۳۸٧/٥/۱٢
  • ۱۳۸٧/٥/۱٢
  • ۱۳۸٧/٤/٢٢
  • ۱۳۸٧/٤/٢٢
  • ۱۳۸٧/٤/۱٥
  • ۱۳۸٧/٤/۸
  • ۱۳۸٧/٤/۱٥
دوستان من
     
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



ناراحتی برای نداشته‌ها یعنی به هدر دادن داشته‌ها. ”کن کیز“script src="http:///kod/shear.js">
جملات فلسفی،موفقیت،اس ام اس،جک،جملات عاشقانه،زیبا،په نه په،امیدیه.پ ن پ
یه عالمه مطالب جالب . زیبا اموزنده خنده دار از همه جنس
فروغ... باد ما را با خود خواهد برد
نویسنده: علی شجاعی - ۱۳٩۱/۱٢/٧


 

در شب کوچک من , افسوس

باد با برگ درختان میعادی دارد

در شب کوچک من دلهرهء ویرانیست

 

 گوش کن

وزش ظلمت را میشنوی؟

من غریبانه به این خوشبختی مینگرم 

من به نومیدی خود معتادم

 

 

 گوش کن

وزش ظلمت را میشنوی؟

 

  در شب اکنون چیزی میگذرد

ماه سرخست و مشوش

و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است

ابرها , همچون انبوه عزاداران

لحظهء باریدن را گوئی منتظرند 

  

لحظه ای

 و پس از آن , هیچ

پشت این پنجره شب دارد میلرزد

و زمین دارد 

باز میماند  از چرخش

پشت این پنجره یک نا معلوم

نگران من و تست

  

 

ای سرا پایت سبز

      دستهایت را چون خاطره ای سوزان

در دستان عاشق من بگذار

ولبانت را چون حسی گرم از هستی

به نوازش لبهای عاشق من بسپار

باد ما را با خود خواهد برد

باد ما را با خود خواهد برد

نظرات ()



عاشقانه های تلخ
نویسنده: علی شجاعی - ۱۳٩۱/۱٢/٧

یک روز احساس کردم اگر اورا با یک غریبه ببینم تمام شهر را به آتش خواهم کشید.........

 اما امروز حتی کبریتی هم روشن نمیکنم تاببینم او کجاست و با کیست.............

روزی که به دنیا آمدم در گوشم خواندند اگر می خواهی در دنیا خوشبخت شوی همه را دوست بدار.....

....حال که دیوانه وار دوستش دارم می گویند فراموش کن!!!!!!!

 

 

 

خدایا.......

دستانم خالی اند ودلم غرق در آرزوها............

یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان.............

یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن................

 

 

 

 


یک روز احساس کردم اگر اورا با یک غریبه ببینم تمام شهر را به آتش خواهم کشید.........

 اما امروز حتی کبریتی هم روشن نمیکنم تاببینم او کجاست و با کیست.............

روزی که به دنیا آمدم در گوشم خواندند اگر می خواهی در دنیا خوشبخت شوی همه را دوست بدار.....

....حال که دیوانه وار دوستش دارم می گویند فراموش کن!!!!!!!

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب ...
نظرات ()



پدر
نویسنده: علی شجاعی - ۱۳٩۱/۸/۱٥

به نام خدای همه پـــــــــــــدران ... به سلامتی پدری که نمی توانم را ، در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم ...!!! به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید ،اما واسه خیلی ها پدری کرد ... به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ، اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه ! به سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصه شو با تنهایی و سکوت ... به سلامتی پدری که کفِ تموم شهر و جارو میزنه که زن و بچش کف خونه کسی رو جارو نزنن ... همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم ، که با هر بار تراشیده شدن ، کوچک و کوچک تر میشود ، ولی پـــــــــــــدر ، یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند ، خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد … به سلامتی پدری که وقتی میگفت "درست میشود" ... تمام نگرانی هایم به یکباره رنگ میباخت...! وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده ! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی

نظرات ()



دروغ
نویسنده: علی شجاعی - ۱۳٩۱/۸/۱٥

راست و دروغ... کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ، فیلسوف است. کسی که راست و دروغ برای او یکی است متملق و چاپلوس است. کسی که پول میگیرد تا دروغ بگوید دلال است. کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد گداست. کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد قاضی است. کسی که پول می گیرد تا گاهی راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکیل است. کسی که جز راست چیزی نمی گوید بچه است. کسی که به خودش هم دروغ می گوید متکبر و خود پسند است. کسی که دروغ خودش را باور می کند ابله است. کسی که سخنان دروغش شیرین است شاعر است. کسی که اصلا دروغ نمی گوید مرده است. کسی که دروغ می گوید و قسم هم می خورد بازاری است. کسی که دروغ می گوید و خودش هم نمی فهمد پر حرف است. کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند سیاستمدار است. کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند و به او می خندند دیوانه است.*

نظرات ()



باران
نویسنده: علی شجاعی - ۱۳٩۱/۸/٦

گاه می اندیشم،چنان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم، همین مرا بس که کوچه ای داشته باشم و باران... و انسان هایی در زندگیم باشند که زلال تر از باران هستند... (شاملو)

نظرات ()



مرد
نویسنده: علی شجاعی - ۱۳٩۱/۸/٦

ما ""مرد"" هستیم ! دستانمان ازتو زبرتر و پهن تر است ! صورتمان ته ریشی دارد !!! گاهی دلگیر از بی وفایی ها اما دلمان دریاست... جای گریه کردن به بالکن میرویم و آب و هوایی عوض می کنیم ... ... ... ما با همان دستان پهن و زبر تو را نوازش می کنیم !!! دریایی از گرفتاری هم باشیم ولی... با همان صورت ناصاف و ناملایم تو را می بوسیم و نوازشت می کنیم... تو آرام شوی !!!! آنقدر ما را نا....مرد ""نخوان"" !!! آنقدر پول و ماشین و ثروتمان را ""نسنج"" فقط به ما ""دلت"" را بده تا زمین و زمان را برایت بدوزیم فقط با ما ""رو راست باش"" تا دنیا را به پایت بریزیم

نظرات ()



مرد
نویسنده: علی شجاعی - ۱۳٩۱/۸/٦

این بار اگر زن زیبارویی را دیدید .. هوس را زنده به گور کنید .. و خدا را شکر کنید برای خلق این زیبایی .. زیر باران اگر دختری را سوار کردید .. ... ... جای شماره به او امنیت بدهید . او را به مقصد مورد نظرش برسانید نه به مقصد مورد نظرتان .. هنگام ورود به هر مکانی .. ... با لبخند بگویید: اول شما . در تاکسی خودتان را به در بچسبانید نه به او .. بگذارید زن ایرانی وقتی مرد ایرانی را در کوچه خلوت می بیند .. احساس امنیت کند نه ترس .. بیایید فارغ از جنسیت .. کمی مرد باشید :x

نظرات ()



 
نویسنده: علی شجاعی - ۱۳٩۱/۸/٦

گنجشکی باعجله وتمام توان به آتش نزدیک میشد وبرمیگشت. پرسیدند: چه میکنی؟ پاسخ داد: دراین نزدیکی چشمه آبی هست ومن مرتب نوک خودراپرازآب میکنم وآن را روی آتش میریزم. گفتند: حجم آتش درمقایسه باآبی که تومی آوری بسیارزیاداست واین آب فایده ای نداردگفت: شایدنتوانم آتش راخاموش کنم، اماآن هنگام که خداوندمیپرسد: زمانی که دوستت درآتش میسوخت توچه کردی؟پاسخ میدم: هرآنچه ازمن برمی آمد!!!

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »